تبليغاتX
من و تنهایی هایم....
اولین عشقم خواهی بود چون خودم خواستم و تو آخرین عشقم خواهی شد........چون خودت میخواستی ....



مجبورم!


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


مجهول ماندن رنج بزرگ روح آدمي است ،

 يک روح هر چه زيباتر است و هر چه داراتر به آشنا نيازمندتر است ،

 مجهول ماندن است که احساس تنهايي را پديد مي آورد و درد بيگانگي و غربت را.

هر انسان کتابي است چشم به راه خواننده اش ..........

                                                                                 دكتر علي شريعتي


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


عشق
 

  • در پی آن نگاه های بلند
    حسرتی ماند و
    آه های بلند..............

                              فریدون مشیری


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


نخستين انديشه ي خداوند يك فرشته بود.

نخستين واژه ي خداوند يك انسان بود.

 

عشق تنها آزادي در دنياست ، زيرا چنان روح را تعالي ميبخشد كه قوانين بشري و پديده هاي طبيعي مسير آن را تغيير نمي دهند.

 

جان هاي خاكي ما كه اشتياقي پنهان به حقيقت دارند

گاه به گاه براي مصالح زميني از ان دور ميشوند،

و براي هدفي زميني از آن جدا مي افتند.

با وجود اين ، همه ي روح ها در دستان امن عشق اقامت دارند

تا زماني كه مرگ از راه برسد و آنها را نزد خدا به عالم بالا ببرد.

 

عشق ، وقتي دچار غم غربت باشد ، از حساب زمان و هياهوي آن ملول مي گردد.

 

عشق از ژرفاي خويش آگاه نمي شود ، جز در لحظه ي جدايي.

 

عشق همانند مرگ همه چيز را دگرگون مي كند.

 

هنگامي كه عشق دامن ميگسترد ، كلام خاموش ميشود.

 

در ميان آگاهي و فهمتان راهي مخفي وجود دارد كه بايد كشفش كنيد ، پيش از آنكه با انسان يكي شويد ، و بدين سان با خود يكي شويد.

 

اگر ارزش واقعي خود رابشناسيد ، هرگز نابود نمي شويد.

 

كسي كه قلمرو بهشت را در اين دنيا نميبيند ، در آن دنيا نيز نخواهد ديد.

 

هر انساني دو نفر است;  يكي بيدار است و در تاريكي ، ديگري خواب است و در روشنايي.

 

آنها در بيداريشان به من ميگويند: " تو و دنيايي كه در آن زندگي ميكني چيزي نيستيد جز دانه اي شني كه بر ساحل بي انتهاي دريايي بي كرانه افتاده ايد;

و من در روياهايم به آنها ميگوينم: " من در آن درياي بي كرانه هستم. و همه ي جهان چيزي نيست جز دانه اي شن بر ساحل من.

                                                                  جبران خليل جبران


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


سکــــــوت
 

با كي قسمت كنم اين سكوت سردو

با كي قسمت كنم اين دنياي دردو

يه قدم فاصله تا شكست بغض  برو عشقم

تا نبيني گريه ي من رو

برو عشقم به  سلامت سفرت

اشكامو روشني رات  مي ريزم پشت سرت

به سلامت سفرت به سلامت سفرت

مطمئن باش بعد تو عاشق نمي شم

سر به رو زانو مي گيرم تا بميرم

 


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


معنای زنده بودن
 

 

 معنای زنده بودن

                      با تو بودن است

 نزدیک . دور

                سیر . گرسنه

                               رها . اسیر

                                            دلتنگ . شاد

 آن لحظه که بی تو سر آید مرا مباد

 مفهوم مرگ من

 در راه سر افرازی تو

 در کنار تو

 مفهوم زندگی است

 معنای عشق نیز

 در سرنوشت من

                     با تو

                         همیشه با تو 

                                    بی تو

                                    برای زیستن است ..


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


سلطان قلبم کاش باور داشتی که همیشه در قلب منی عاشقانه دوستت دارم تا بی نهایت! کاش باور داشتی که در جنگل همیشه سبز خاطراتم تک درخت یادت را همیشه جنگلبان خواهم بود کاش باور داشتی که غم غصه هایم را مرحمی جزء تو التیام نخواهد بخشید! کاش باور داشتی که تک فانوس شبهای بی ستاره ام هستی! سلطان قلبم بیا که دیگر زمانی نمانده است برای باور دوباره زندگی پس دستم را بگیر والتماس دستم را بپذیر

موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


درون سینه  ام صد آرزو مرد

گل صد آرزو نشکفته پژمرد

دلم بی روی او دریای درد است

همین دریا مرا در خود فرو برد

                                                                        فریدن مشیری

همراهان من سلام

به پیشنهاد  یکی از دوستام این سوال رو می پرسم لطفا" هرچی به ذهنتون می رسه بنویسین

ممنون

و حالا سوال

اگه کسیو که خیلی دوسش داری رو ببینی و فقط ۶۰ ثانیه فرصت داشه باشی و دیگه هرگز نبینیش بهش چی میگی؟ 


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


گنجشک دلگیر گفت :

بر روی شانه ات نشستم برایت آواز خواندم از دیگر گنجشکان گذشتم زمستان تنهایت نگذاشتم ولی تو.....

دریغ از یک لبخند یک حرف...

مترسک ساکت ماند

گنجشک بال زد

لب های مترسک بهم دوخته بود و پاها و دست هایش با بند بسته!

زندگی مترسک چقدر سخت است!

کسی دیگر برایش سخن نمی گوید

و او باید با چشمان پراشک

تنها

انتهای راهی را ببیند که هیچ گاه از آن گنجشکی نمی آید....


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


دوستان عزیز سلام

میدونم افراد زیادی به این جا سر نمی زنن

و این برای من مهم نیست چون هدف من از درست کردن این وبلاگ چیز دیگه ای بود!

و اصلا به آمار بازدید و تعداد نظرات کاری نداشتم!

(هر چند که در این مدت تعدادی از دوستان منو مورد لطف خودشون قرار دادن)

من به هدفم رسیدم

امیدوارم شما هم برسید

حالا اگه گذرتون به اینجا افتاد برای اینکه دست خالی برنگردین  بهتره به وبلاگ دوستام(همونایی که نظر دادن)(یه کم زود صمیمی شدم)

سر بزنین

البته امیدوارم همون به پست قبلی عمل کنین

امیدوارم همتون به آرزوهاتو برسید

شاید دوباره بیام

البته با یه هدف جدید

یا حق!

حرفهای ته دل

تازه ترین اس ام اس

امید سر نوشت

به عشق تو زنده ام

من به عشق منتظر بودن

قربانی عشق

 

 

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


به پیشنهاد عزیز تر از جونم اینو می گم!!!

اگه وا قعا عاشقشی نترس!!!
نترس بازم برو جلو!!

چی؟

اون گفته ازت متنفره؟(غلط کرده)

برای این که به خودت ثابت کنی عاشقی برو

به خدا اسم این گدایی نیست

من مطمئنم

تورو به حرمت عاشقا  بیایید یه فر صت دیگه به هم بدیم!!!

زود باش همین الان بهش اس ام اس بزن/همین الان بهش میل بزن/اصلا اگه ادش کنی بهتره!!!/

یه قرار ملاقات بذار

اگه اومد اون مال توئه!!!!

برای سلامتی اقا امام زمان صلوات  اللهم صل علی محمد و ال محمد


 


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


سلام!!!!
خدا جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم ممنونم

ممنونم که بازم دست خالی از در خونه ات بر نگشتم!!!

بچه ها اون اومد!!

باور تون می شه؟

خودش اومد!!!
اون به من یه فر صت دوباره داد!

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

نمی دونم درک می کنید جی می گم یا نه!
اگه عاشق باشی می فهمی

کی باورش می شد؟

قربونت برم خدا جون!


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


اگر دنياي ما دنياي سنگ است، بدان سنگيني سنگم قشنگ است... اگر دنياي ما دنياي درد است ، بدان عاشق شدن از بهر رنج است... اگر عاشق شدن هم يك گناه است ، دل عاشق شكستن صد گناه است .


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


خیلی برام جالبه که تا الان ۳ نفر فکر کردن مورد خطاب من هستن...

ولی..

ولی...

تو هنوز نیومدی ...

شایدم اومدی و...

تو که مغرور نبودی!!!!!!!!!!!!!

تو که این همه.............

قول می دم این دفعه .....!!!!!!!

می فهمی؟

می دونم که می فهمی

 

 

پس بیا....


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


مي خوام خودم باشم ...

خدايا مي خوام خودم باشم ... براي خودم ... مي خوام راحت باشم ...

خدايا مي خوام راحت باشم ....

آدمای لعنتي .... برين گم شين ... گور باباي همتون ...

حيف اين توجه و محبت .... خسته شدم ... خدا خسته شدم از بس التماس كردم ..

گدايي كردم ... و حتي دريغ از پنج تومن توجه ...

خدايا .... خستم ... مي خوام خودم باشم ... براي خودم ....

 


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


سكوت ... سكوت ... سكوت

 

حرف تازه اي براي گفتن نيست ...

شايد سكوت ٬ زبان توست ؟!؟!

.

.

مي تونم كمكت كنم دوسم داشته باشي ؟؟

مي توني كمكم كني ازت متنفر شم ؟؟

مي تونم باهات حرف بزنم ؟؟

مي توني لال نباشي ؟؟

مي تونم احساس نكبتتو بفهمم ؟؟

مي توني دو دقيقه بهم فكر كني ؟؟

.

.

.

مي تونم بميرم ؟؟

مي توني دفنم كني ؟؟ حداقل ..

هيچي ؟؟؟ ...

 

 

 

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


من درخت عشق و محبت را کنده ام و به جای آن درخت نفرت را کاشته ام . به امید روزی که پر بار شود....

خودش خواست به من ربطی نداره!!!


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


زمانی که اندوهگین هستید دل خود را بازنگرید . خواهید دید درست بر آنچه زمانی مایه ی شادیتان بوده است اشک می ریزید......

( جبران خلیل جبران )


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفتبازي.

به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي.

به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.

به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر.

به عاشقي گفتند : عشق چيست؟چيزي نگفت. آهي کشيد و سخت گريست....

 

 

اخه چرا؟

 


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


اینقدرناراحتم که می توانم ساعت ها ساعت گریه کنم ، اما نمی دونم چرا گریه ام نمی گیره....!

اینقدردلم پر هستش که می توانم ساعت ها ساعت حرف بزنم ، اما نمی دونم چرا لبانم به گفتن هیچ سخنی باز نمی شه....!

دلم می خواهد راه برم ، یک راهپیمایی طولانی مدت ، اما نمی دونم چرا اینقدر پاهام خسته هستند ؟! خیلی عجیب هستش با اینکه خیلی وقت هستش که راه نرفتم اما نمی دونم چرا پاهام توان این را ندارند که بایستند و من را به راه رفتن دعوت کنند....!!

دلم می خواهد زندگیم را عوض کنم از این شکل مزخرف و حجو بیارمش بیرون و یک شکل درست و حسابی بش بدم اما نمی دونم چطوری ؟!؟!


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


 پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی

من میخوام جبران کنم برات!!

نمی دونم!! شاید نخوام جبران کنم.....

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!

یه جوری حالیش کن


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


 داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بو که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره !!!

موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده

موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


...همه این دیوونه بازی ها... همه اون دوست داشتن ها... همه اون تپیدنها ...همه اون عشق بازی ها ... همه اون منتظرموندن ها واسه کسی بوده که هیچ احساسی به تو نداشته...اون وقت دنیا رو سرت خراب میشه... زندگی برات مفهومی نداره.... تموم زندگیت میشه به اجبار نفس کشیدن و ادامه میدی.... تو هم میشی خالی از احساس ...

چرا ...؟ واقعا" چرا؟

چرا نفهمید؟

لعنت به این زندگی

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


خدايا ! در اين برهوت عاطفه ، هر که را تتمه دلي براي مهر ورزيدن هست گرامي بدار و سرش را به سنگ جفا آشنا مکن .


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


رازت را به چشمانت هم نگو زيرا مي گريد و راز نگه دارت نيست .


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


صد بار به سنگ كينه بستند مرا از خويش غريبانه گسستند مرا گفتند هميشه بي ريا بايد زيست آئينه شدم باز شكستند مرا


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |


نمی دونستم این جوری می شه!!!
می دونی ؟  واقعا" نمی دونستم این جور می شه!!!

مگه می شه؟!!!!!! به کی بگم که باورش بشه!!!!خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!

چرا این جوری شد؟ 

دوستان عزیز ببخشید!!!

پست های این وبلاگ همه برای یه نفرند!!!!

شاید بعدا" اسمش رو بگم!!!

منتظر باشید

بای

 


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |